{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

BTS

p²⁵
جین : .....بدوبرو غذا بخور
ات: مرسی. برم دوش بگیرم [خواست بره که توست. یکی کشیده شد ]
جونگ گوک: باکی. رفته بودی بیرون ؟
ات: دوستم بود
نامجون: ما مشیناسیمش ؟
ات: قرار بود امشب ییاد پشم. ولی نشد
جیمین : دختر یا پسر
ات : دختر
جیمین : خوبه باشه
جونگ کوک: راستی تک برای چی رفتی پشش؟
ات: یه هفته بود به خانوادم زنگ نزده بودم و رفتم بهشون زنگ زدم وکی باهاشون حرف زدم و_[پرید. وسط حرفش ]
جیهوپ: چرا همین جا حرف نمیزدنی؟
ات: چون. نمیزارن با هیچ پسری در ارطبات باشم روی تک دخترشون حساسن ولی من گوش نمیدم
جونگ کوک: گوش کن
ات: نمیخوام
جونگ کوک: اهم اهم میخوایی گوشیتو برای. یه سال بگیرم ؟
ات: باشه بابا
جیهوپ: خوب بگو
ات: بعشد گفتن که کل خونه رو. نشوشنشون. بدم و اگه شما رو میدیدن وضعیت خیت میشد
نامجون : خونه ی جدیدت ساخته. شده میتونی بری
ات: مرسی
جین : بدو برو. دوش. بگیر بیا غذا بخور
ات: مرسی الان. میام
رفت. داخل و یه دوش. ۵ مینی گرفت و با لباس راحتی اومد. بیرون
و سریع رفت سمت اشپز خونه و سه تا لیوان بزرگ و پر اب خورد
جین : چه خبرته ؟
ات: اینجوری زود تر سیر میشم و دیگه نیاز نیست چاغ بشم
جین : باشه
نشستم غذامو خرودم و رفتم داخل اتاقم داشتم را گوشیم ور نیرفتم که. نامجون اومد. داخل. اتاقم
نامجون: تق تق ات میتونم بیام داخل
ات: اوو اره
نامجون. : لباساتو بپوش بریم
ات: کجا؟
نامجون : خونه جدیدتو ببینی
ات: باشه الان میام
نامجون: باشه پایین منتظرتیم
ات: اوکی
بعد از رفتن نامجون. لباس انتخاب کردم و پوشیدمش.
دیدگاه ها (۲۶)

عشق پنهان من

پارت قبل یادم رفت. لباسا رو بزاریم‌ولی به ترتیب برای یو...

part24 عشق پنهانسوهو : پس ازدواج کردین؟جونگ کوک: بلهسوهو: اس...

شب تولدم پارت 16ات: باشه ویو جونگ کوک: با ات رفتیم سرم گرفتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط